الشيخ محمد جواد الخراساني

276

مهدى منتظر (عج) (فارسى)

بترساند و تحذير كند ، پس خليفه‌اى بر ايشان بگذارد و بيرون رود دوباره او را بكشند . پس انصار خود را از جن و نقباء امر كند كه برويد و همه را بكشيد و باقى نگذاريد مگر كسى را كه ايمان دارد ، پس اگر نبود كه رحمت خدا وسعت دارد و من هم يكى از آن رحمت‌ها هستم هرآينه من هم با شما برمىگشتم ، زيراكه ايشان عذر را بين خود و خدا و بين من قطع كردند . پس آن‌ها مىآيند و به خدا قسم كه از صد يكى بلكه از هزار يكى سالم نمىگذارند « 1 » ( امام صادق عليه السّلام ) . پس حركت مىكند و در طى راه هم‌چنان مردم را دعوت مىكند به كتاب خدا و سنت رسول و ولايت على بن ابيطالب عليه السّلام و برائت از دشمنان او تا چون به « بيداء » رسد اصحاب خود را نشان دهد موضعى را كه لشكر سفيانى بر زمين فرو رفته‌اند . « 2 » چون به مدينه وارد شود چندى در آن مكث كند و قريش از وى رو پنهان كنند و اين است قول امير المؤمنين عليه السّلام كه مىفرمود : « به خدا قسم دوست دارند قريش در آن وقت كه اى كاش دنيا به كام ايشان مىشد اگرچه به قدر كشتن يك قربانى از زمان باشد در مقابل هرچه مالكند و هرچه خورشيد بر او طلوع و غروب مىكند . پس هم‌چنان پنهانند تا اين‌كه حادثه‌اى احداث كند ( بيرون آوردن لات و عزى را ) و چون آن حادثه واقع شود قريش بگويند : بياييد تا بيرون شويم به سوى اين طاغيه ، به خدا كه اگر او محمدى بود چنين عملى نمىكرد و اگر علوى بود نمىكرد و اگر فاطمى بود نمىكرد ، پس بيرون مىآيند و با او مبارزه مىكنند ، پس مردان جنگى ايشان را مىكشد و ذريّهء ايشان را اسير مىكند « 3 » . ملخص حادثهء عجيبه در مدينه چون به مدينه آيد لات و عزّى را درآورد ، هم‌چنان تر و تازه باشند به حالت روز اول ، باز آن دو را در مكان خود بگذارد و عقوبت ايشان را تا سه روز تأخير اندازد ، پس

--> ( 1 ) - الزام الناصب 2 / 260 . ( 2 ) - بحار 52 / 308 ح 83 . ( 3 ) - بحار 52 / 342 ح 91 .